تبليغاتX
فرشته کوچولو
  خوش آميديد
منوي اصلي
لينک هاي سريع
 
صفحه نخست
 
ارتباط با ما
 
آرشيو مطالب
 
طراح قالب
 
نويسندگان
 
موضوعات

 
لينک دوني

 
لوگوي ما

 

 
آمار بازديد

»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

  AddThis Feed Button



خدمات وبلاگ نويسان جوان

 
تبليغات


 


  شعري از فروغ فرخزاد

 رميده

نمی دانم چه می خواهم خدايا

به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جويد نگاه خسته من
چرا افسرده است اين قلب پرسوز
ز جمع آشنايان می گريزم
به كنجی می خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تيرگی ها
به بيمار دل خود می دهم گوش
گريزانم از اين مردم كه با من
بظاهر همدم و يكرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دوصد پيرايه بستند
از اين مردم، كه تا شعرم شنيدند
برويم چون گلی خوشبو شكفتند
ولی آن دم كه در خلوت نشستند
مرا ديوانه ای بدنام گفتند
دل من، ای دل ديوانه من
كه می سوزی ازين بيگانگی ها
مكن ديگر ز دست غير فرياد
خدارا، بس كن اين ديوانگی
ها



لينک ثابت| نوشته شده توسط بهاره و احسان در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 4:51 بعد از ظهر      

مطالب پيشين

اون رفت ...
دیدی اونم رفت...
شعری از سیاوش قمیشی
عشق یا خیانت نظرشما چیه ؟
تقدیر
باید از اینجا رفت
سال 87 مبارک
"توقف فقط در ایستگاه !!!!"
مادر تولدت مبارك
بهار غریب"
شعری از فروغ فرخزاد
چگونه یک زن خوشحال میشود
لحظه جدايي
شعري از فروغ فرخزاد
گفتي که بيا !!


 

 
لينك باكس

 


 
منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .
  
site map site map ror html site map
 
Add to Technorati     ..............................

 
<
لينک دوستان

 عروسک کهنه
 لینکدونی وبلاگهای جهان
 زيباترين قالب هاي وبلاگ